[ 133 ] حضرت را گرفت وگفت: أي پسر برادرم مرا به قبرستان بقيع ببر، امام أو را به آنجا برد، زمانيكه وسط قبرستان رسيدند امام را به كنارى كشيد وبا صداى بلند فرياد زد: أي در گور قرار گرفته ها امرى كه (خلافت) براى آن با ما مى جنگيديد در دست ما قرار گرفته در حاليكه شما پوسيده ايد. امام فرمود: خداوند موهاى سفيه وچهره ات را زشت گرداند. آنگاه امام دستش را از دست أو جدا ساخت واو را رها نمود. ________________________________________