[ 279 ] انسانى واخلاقي وفضيلتها از محيط زندگى جامعه رخت بربسته است، از فضيلتهاى انسانى جز اندكى بسان قطراتى كه ته مانده ظرف آب مى باشد، باقى نمانده، وجامعه در زندگى وشرائط ذلت بار وننگينى بسر مى برد. هان، آيا نمى نگريد كه به حق عمل نمى شود واز باطل وبيداد روى نمى گردانند، شايسته است كه در چنين محيط ننگبار (انسان با ايمان و فضيلت خواه وحق پو به فداكارى وجانبازى در راه حق وعدالت واحياء ارزشهاى والاى انسانى بپا خيزد) وبه ديدار پروردگارش شور وعشق نشان دهد، من در چنين شرائطي مرگ را جز نيك بختى وزندگى با خودكامگان را چيزى جز رنج ونكبت نمى دانم. ودر روايتي ديگر اينگونه آمده: بدرستيكه روزگار ما دگرگونى منفى يافته وزشتيها وضد ارزشها آشكار وارزشهاى والاى انسانى از محيط جامعه رخت بر بسته، وتنها بسان قطرات مانده ته ظرف، باقى مانده است، وجامعه در زندگى و شرائط ذلت بار وننگينى بسر مى برد. هان، آيا نمى نگريد كه به حق عمل نشده واز باطل روى گردانده نمى شود، شايسته است در اين محيط انسان به ديدار پروردگارش شور و عشق نشان دهد، بدرستيكه من در چنين شرائطي مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمكاران را جز رنج ونكبت نمى دانم. بدرستيكه مردم بندگان دنيايند، ودين لقلقه زبانشان بيش نيست، تا آنجا مدافع دين خود هستند كه زندگى ماديشان تأمين شود، وهر گاه مورد امتحان قرار گيرند ديندار بسيار كم است. ________________________________________
