[ 187 ] (49) دعاى آن حضرت در محشر براى شفاعت دوستانش از حضرت على (عليه السلام) روايت شده: روزى پيامبر نزد فاطمه (عليها السلام) كه محزون بود آمد وفرمود: دخترم از چه محزونى ؟ فرمود: پدرم به ياد محشر و عريان بودن مردم در آن روز افتادم، فرمود: دخترم آن روز روز بزرگى است - تا آنجا كه فرمود: - جبرئيل مى گويد: أي فاطمه حاجتت را بگو، ومى گوئى: پروردگارا ! حسن وحسين را به من نشان ده. آنگاه آن دو نزد تو مى آيند، در حاليكه از رگهاى گردن امام حسين (عليه السلام) خون مى ريزد - تا آنجا كه فرمود: - آنگاه جبرئيل گويد: أي فاطمه حاجتت را بخواه، وتو مى گوئى: پروردگارا ! شيعيانم. وخداوند مى فرمايد: آنان را بخشيدم، ومى گويى: پروردگارا ! شيعيان فرزندم. وخداوند مى فرمايد: آنان را بخشيدم، ومى گويى: پروردگارا ! شيعيان شيعيانم. وخداوند مى فرمايد: برو، هركه به تو چنگ زند در بهشت است. ________________________________________
