[ 237 ] ساخت، ودينش را يارى نمود وسخنش را تصديق كرد، ودر تمامى اين موارد پيامبر از أو راضى وبر تو خشمگين بود. آنگاه شما را بخدا سوگند، آيا مى دانيد كه پيامبر بنى قريظه وبنى نضير را محاصره كرده بود، آنگاه در حاليكه عمر بن خطاب پرچم مهاجرين وسعد بن معاذ پرچم انصار را بدست داشت آنان را به سوى جنگ فرستاد، سعد بن معاذ به سوى ميدان جنگ رفت ومجروح برگردانده شد، واما عمر فرار كرد وبرگشت در حاليكه اصحابش را مى ترساند واصحابش أو را مى ترساندند، پيامبر فرمود: فردا پرچم را به دست كسى مى دهم كه خدا ورسولش را دوست داشته وخدا ورسول أو را دوست دارند، حمله كننده بود وفرار نمى كند، آنگاه باز نمى گردد مگر آنكه خداوند پيروزى را به دستش محقق سازد. ابو بكر وعمر وديگر مهاجرين وانصار خودشان به پيامبر عرضه مى كردند تا به آن عنوان انتخاب شوند، وعلى عليه السلام آن روز بيمار بود وچشمانش درد مى كرد، پيامبر أو را نزد خود خواند ودر چشمهايش آب دهان ريخت وآن حضرت سالم گرديد، وپيامبر پرچم را به أو داد، وبازنگشت تا اينكه به يارى الهى پيروزى را بدست آورد، وتو آن روز در ________________________________________