[ 261 ] منقطع است). ومادرت نزد قبيلهء عبد قيس مى رفت تا زنا كند، در خانه ها ومجالس ودشتهاى آنان بدنبال زنا كردن مى گشت، آنگاه تو در هر مكاني كه پيامبر با دشمنان برخورد داشت حاضر بودى، در حاليكه از همه دشمنتر وتكذيب كننده تر نسبت به آن حضرت بشمار مى رفتى. آنگاه در ميان افرادي كه در كشتى حاضر بودند ونزد نجاشى مى رفتند تا خون جعفر بن ابى طالب ويارانش را بريزند، قرار داشتى، اما فريب زشتت به خودت رجوع كرد، وآرزويت بر باد رفت، واميدت نا اميد گرديد، وتلاشت زائل، وكوششت به نتيجه نرسيد، وسخن خداوند برتر وسخن كافران پست گرديد. واما سخن تو در مورد عثمان، أي كسى كه كم حيا وبى دينى، آتشى را بر أو افروختى، آنگاه به فلسطين گريخته ودر انتظار پيش آمدن بلاها بر أو بودى، هنگامى كه خبر قتل أو به تو رسيد، خود را در اختيار معاويه قرار دادى، أي خبيث دينت را به دنياى ديگرى فروختى، وما تو ________________________________________