[ 141 ] پس أي مولايم آيا أو كه اميدوار بتوست را در چنگال بلا رها مى كنى، آيا أو كه بتو پناهنده است را در درياى بيكران غوطه ور باقى مى گذارى. مولايم ! اگر در تقوى وخويشتن دارى خود را برنج نمى اندازم، ودر عبادت وبندگى به مقام وخشنودى تو نرسيده ام، ودر زمره گروهى قرار نگرفته ام كه دنيارا رها ساخته اند. شكمهايشان از گرسنگى به كمر چسبيده، ولبها ازتشنگى خشك، و ديدگان از اشك كور گرديده است، بلكه با اعمالي اندك وگناهان و خطاهاى بسيار وجانى كه براحتى خود كرده وبه كارهاى زشت عادت نموده نزد تو آمده ام. پروردگارا ! آيا براى رسيدن بتو وچنگ زدن بريسمانت كفايت نمى كند كه دوستدار اولياء تو ومحب آنان بوده، وهمانند ايشان خود را براى تحمل بلاها آماده ساخته، ورنج وناراحتى مرا فراگرفته است. آيا كفايت نمى كند كه در ميان ايشان مظلوم بوده وخشم خود را فرو مى نشانم ودر غمها وغصه ها غوطه ور مى باشم. خدايا ! آيا اين اعمال احترامي برايم نزد تو نمى آورد كه زائل نشود، وذمه أي كه مرا از بلاها در امان دارد، پس پروردگارا چرا مرا كه در گناهان غرق شده ام را بازنمى دارى، ومراكه به آتش دشمنت سوخته ام را رها مى سازى. ________________________________________