مسأله فلسطین و آموزه های قرآن

مسأله فلسطین و آموزه های قرآن

 

مسأله فلسطین و آموزه های قرآن

سید محمود نبویان

چکیده

بیت المقدس، قبله اول مسلمانان جهان و منتهای سیر شبانه پیامبر اسلام o و نقطه شروع معراج ایشان است.[1] به همین جهت، دفاع از فلسطین، یک مسأله تاکتیکی و حتی یک مسأله  سیاسی صرف نبوده بلکه یک مسأله اعتقادی است.

فلسطین مسأله اول جهان اسلام است، دنیای کفر و ظلم، با تمام قدرت خود در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... به جنگ اسلام و مسلمانان آمده است و مستکبرین عالم، با مبارزه با فلسطین در صدد نابودی اسلام و مسلمانان هستند.

متاسفانه بسیاری از سران کشورهای اسلامی برخلاف خواسته ملت های خود و ملت های جهان اسلام، منافع دنیوی خود را نصب العین خود قرار داده و در صدد سازش با دشمنان مسلمانان یعنی اسرائیل و آمریکا هستند.

اما آنچه که می تواند مشکل فلسطین را حل کند، توجه به آموزه های قرآن کریم از سوی ملت های مسلمان است. عدم پذیرش ولایت کفار-یعنی آمریکا و اسرائیل-، دشمنی با آنها به عنوان دشمنان اسلام، صبر و مقاومت در مبارزه با اسرائیل، نهراسیدن از مکر و دشمنی آنها و اعتماد به نصرت الهی، نرمش نشان ندادن در مقابل دشمن، دفاع از مردم مظلوم فلسطین و حفظ وحدت میان مسلمانان جهان، برخی از راه حل هایی است که قرآن کریم ارائه می کند. پیروی از آموزه های فوق موجب پیروزی مسلمانان و آزادی فلسطین عزیز خواهد شد. انشاالله

کلید واژه ها

آموزه، ولایت، مقاومت، عدم نرمش و وحدت.

مقدمه

فلسطین مسأله اول جهان اسلام است، دنیای کفر و ظلم، با تمام قدرت خود در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... به جنگ اسلام و مسلمانان آمده است و مستکبرین عالم، با مبارزه با فلسطین در صدد نابودی اسلام و مسلمانان هستند.

بیت المقدس، قبله اول مسلمانان جهان و منتهای سیر شبانه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و نقطه شروع معراج ایشان است: «سُبْحانَ الَّذي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ».[2] به همین جهت، دفاع از فلسطین، یک مسأله تاکتیکی نیست، حتی یک مسأله  سیاسی صرف نبوده بلکه یک مسأله اعتقادی است.

متاسفانه، وضعیت جهان اسلام در دفاع از کیان اعتقادی خود، امید بخش نیست، دنیای کفر و استکبار و در رأس آنها آمریکا و اسرائیل، در اهداف خود موفقیت هایی را به دست آورده اند. به ویژه سران  منفعت طلب و هواپرست کشورهای اسلامی صرفا به دنبال تامین منافع و ارضای خواسته های خود بوده و در مسیر تحقق اهداف سران کفار گام می زنند، به گونه ای که برخلاف سابق، به صورت علنی به دنبال ایجاد رابطه با اسرائیل یعنی غاصبان سرزمین مسلمانان مظلوم و قاتلان آنها هستند.

در این وضعیت، آنچه که نجات بخش مسلمانان است توجه و عمل به آموزه های قرآنی و قطع امید از سران کشورهای اسلامی است، یعنی مسلمانان در صورتی می توانند علیه کفار و مشرکین و در رأس آنها آمریکای جهانخوار و اسرائیل آدم کش پیروز شوند که به قرآن کریم مراجعه کرده و آموزه های آن را عملی سازند. با عمل به آموزه های قرآنی می توان فلسطین را نجات داد.

برخی از مهمترین آموزه های نجات بخش قرآنی و مورد نیاز امروز جهان اسلام به قرار زیر است:    

(1)- عدم پذیرش ولایت کفار

قرآن کریم، با تاکید بسیار، هرگونه پذیرش ولایت کفار از سوی مسلمانان را نهی کرده است. برای نمونه، به برخی از آیات قرآن کریم اشاره میکنیم:

-          وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ.[3]

-          لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ في‏ شَيْ‏ءٍ.[4]

-          يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً في‏ سَبيلي‏ وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتي‏ تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ.[5]

-          يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ.[6]

الف- معنای ولایت

ولايت به معناى مالكيت در تدبير امور است، برای نمونه، ولىّ یک شخص، كسى است كه مالك تدبير امور و اموال او است، و در حالی كه خود آنان مالك اموال خويشند، اما تدبير امر اموالشان به دست وليّ آنها است.

غیر از معنای فوق که معناى اصلى كلمه ولايت است، این کلمه به معنای حبّ، رهبری و نصرت نيز استعمال می شود.[7] 

در آیات فوق، خداي سبحان ارتباط ولايي با كافران را ممنوع كرده است. ارتباط با كافران با برخي انگيزه‏ها، گناه كبيره و فسق بزرگ و گاه كفرآور است و كسي كه با آنان چنين رابطه ولايي برقرار كند، همانند آنان گرفتار غضب الهي خواهد شد.

راز ممنوع بودن پذیرش ولايت كافران ـ كه دوست دارند مؤمنان نيز كافر و همسان آنان شوند ـ تأثير سوء اين‏گونه روابط بر مؤمنان و پديدآوردن زمينه انحراف آنان از معارف دینی است. در واقع، پیامد ولای کافران از دست دادن ایمان و رابطه با خداست.[8]

به عبارت دیگر، اگر ما كفار را اولياى خود بگيريم خواه ناخواه با آنان امتزاج روحى پيدا کرده و مستلزم آن است که تابع آنان شده و از  اخلاق و ساير شؤون حياتى آنان متاثر گرديم. وقتى يك فرد مؤمن نسبت به كفار ولايت داشته باشد، خود به خود خواص ايمان او و آثارش فاسد گشته، و به تدريج ايمانش تباه مى‏شود.[9]مطابق آیات قرآن، داشتن «مودّت» به كافران نیز ممنوع است.

بنابراین، پذیرش ولایت کفار-چه اینکه ولایت به معنای محبت باشد، یا نصرت و یا قیادت و رهبری- مورد نهی خدای متعال است. براین اساس، مطابق آموزه های قرآن کریم، دوستی با آمریکا و اسرائیل، همکاری با آنها و پذیرش قیادت و رهبری آنها ممنوع است.

ب- هرکس به دنبال ولایت کفار باشد از خود کفار خواهد بود

در دیدگاه قرآن کریم، پذیرش ولایت کفار چنان مذموم است که موجب می شود مومن را تبدیل به کافر کند:

-          يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ.[10]

ج- صفت منافقین، پذیرش ولایت کفار و کسب عزت از آنها است

در نظر قرآن کریم، در میان مسلمان، تنها منافقین هستند که به دنبال رابطه با کفار و پذیرش ولایت آنها هستند:

-          بَشِّرِ الْمُنافِقينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَليماً- الَّذينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً.[11]

-          إِنَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‏ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَليلاً- مُذَبْذَبينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبيلاً- إِنَّ الْمُنافِقينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصيراً.[12]

د- بیماردلان به دنبال ولایت کفار بوده و مردم را از دشمن می ترسانند

قرآن کریم، کسانی را که به دنبال رابطه با کفار و پذیرش ولایت آنها هستند، «بیماردل» می نامد:

-          فَتَرَى الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى‏ أَنْ تُصيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى‏ ما أَسَرُّوا في‏ أَنْفُسِهِمْ نادِمينَ.[13]

ه- تهدید مومنین در صورت پذیرش ولایت کفار

به سبب نفرتی که خدای متعال از پذیرش ولایت کفار داشته و نیز به سبب ضررهای فراوان آن برای مسلمین، خدای متعال در قرآن کریم، مسلمانان را نسبت به این امر تهدید می کند:

-           يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَتُريدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبيناً.[14]

-          تَرى‏ كَثيراً مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ- وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِيِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ وَ لكِنَّ كَثيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ.[15]

و- پذیرش ولایت کفار و اعتماد به آنها ساختن خانه بر تارهای عنکبوت است

در مورد بی فائده بودن پذیرش ولایت کفار می فرماید:

-          مَثَلُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ.[16]

-          قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ.[17]

بنابراین، هرگونه رابطه با آمریکا و اسرائیل از نظر قرآن کریم ممنوع و موجب شکست مسلمانان خواهد بود.

ز- علت نهی از پذیرش ولایت کفار

قرآن کریم با بیان استدلال های گوناگون علت نهی از پذیرش ولایت کفار را بیان می کند:

1- دشمنی کفار با اصل اسلام بوده و آنها به دنبال نابودی اسلام هستند:

-          ... وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا.[18]

-          وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ.[19]

-          وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاَّ أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزيزِ الْحَميدِ.[20]

2- کفار هیچ گاه به دوستی و نیز عهدی که با شما بسته اند وفا نخواهند کرد:

-          كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى‏ قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ- لا يَرْقُبُونَ في‏ مُؤْمِنٍ إِلّا وَ لا ذِمَّةً وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ.[21]

بنابراین، مومنین هیچگاه نباید به کفار خوشبین باشند، زیرا نه به دوستی آنها اعتمادی هست و نه به عهد و پیمان آنها. هرگاه بر مسلمانان  غلبه کنند دوستی و عهد و پیمانی که با مسلمانان بسته اند را نقض خواهند کرد.

مطابق آیات قرآن کریم، هر گونه اظهار مودت، پذیرش همکاری و قیادت و نیز خوشبینی به آمریکا و اسرائیل و ایجاد رابطه با آنها به ضرر مسلمانان خواهد بود و تنها راه نجات اسلام و فلسطین، مبارزه با اسرائیل است.

به تعبیر زیبای امام خمینی ره: «روابط ما با امريكا روابط يك مظلوم با يك ظالم است؛ روابط يك غارت شده با يك غارتگر است. [22]»

ایشان به ملتهای مسلمان گوشزد می کند که برای مستقل شدن و آزاد زیستن باید رابطه خود را با آمریکا که هرچه بدبختی داریم از اوست- قطع کنند: «ملتهاى شريف اسلامى ... براى آزاد زيستن و به استقلال تمام رسيدن، قطع روابط با ابرقدرتها خصوصاً امريكا نمايند. من كراراً گوشزد نموده‏ام كه رابطه ما با امثال امريكا، رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است.[23]»

(2)- دشمنی با اسرائیل و آمریکا

به تعبیر امام خمینی ره «آمریکا شیطان بزرگ [24] و دشمن شماره یک مسلمانان و مردم مستضعف جهان است.»[25]

همه می دانیم که اسرائیل غاصب نیز توسط مستکبرین عالم به ویژه آمریکای جهانخوار تاسیس شده و با حمایت آنها جنایت های وسیعش را انجام می دهد.

براین اساس، قرآن کریم می فرماید، کفار، دشمنان آشکار شما هستند، و چون مانند شیطان، دشمن شما هستند، شما نیز مکلف هستید که با آنها دشمنی کنید:

-          إِنَّ الْكافِرينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبيناً.[26]

-          يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفي‏ صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ.[27]

-          إنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا.[28]

(3)- صبر و مقاومت در مبارزه با اسرائیل

در دیدگاه قرآن کریم، تنها راه پیروزی بر دشمنان، صبر و مقاومت است:

-          إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ مُحيطٌ.[29]

-          بَلى‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمينَ.[30]

(4)- نهراسیدن از مکر و دشمنی آنها و اعتماد به نصرت الهی

پشتوانه مسلمانان خدای متعال است، موجودی که تمام موجودات جهان معلول او و عین ربط و نیاز به او هستند،

و او قادر بر همه چیز است، از این رو، مسلمانان در مبارزه با دشمنان اسلام و سران کفار یعنی آمریکا و اسرائیل- نباید هراسی به خود راه دهند:

-          الَّذينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ-فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظيمٍ.[31]

-          إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ- أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ- الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ.[32]

(5)- نرمش نشان ندادن در مقابل دشمن

مطابق آیات قرآن کریم، در مقابل اسرائیل و آمریکای جهانخوار نباید هیچ گونه تسامح و نرمش نشان داد:

-          يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ.[33]

-          فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبينَ-وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ.[34]

 (6)- وظیفه مسلمین جهان دفاع از مردم مظلوم فلسطین است

وظیفه هر مسلمان آن است که در راه مستضعفین عالم به ویژه مسلمانان مظلوم فلسطین با غاصبین اسرائیلی و آمریکایی مبارزه و جهاد کند:

- وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً.[35]-

(7)- وحدت میان مسلمین

از لوازم مهم پیروزی مسلمین بر کفار، وحدت میان آنها است. ملتهای مسلمان، واجد توانائی های خدادادی فراوانی هستند که در صورت اتحاد، پیروزی بر کفار، آسان خواهد شد. به همین جهت، دشمنان اسلام، سعی در تفرقه میان مسلمانان داشته ومتاسفانه در هدفشان نیز موفق بوده اند. قرآن کریم در آیات متعدد، مسلمانان را به وحدت دعوت می کند، از جمله:

-          وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ.[36]

در آیه فوق، اولا: مراد از حبل الله، قرآن و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و دستورات ایشان است، ثانیا: تکلیف اطاعت و عمل به قرآن و سنت، یک تکلیف اجتماعی است نه فردی، ثالثا: علت دستور به وحدت و نهی از تفرقه آن است که در صورت عدم وحدت، دشمنی میان شما حاکم خواهد شد.[37]

در مقابل، عدم وحدت و ایجاد تفرقه میان مسلمین، در دیدگاه قرآن کریم، موجب نتایج سخت و ناگواری است که به برخی از آنها اشاره می شود:

1- قرآن کریم، امت اسلامی را تهدید کرده و با تاکید تمام می فرماید در صورتی که بر ایمان به خداوند و آموزه های اسلامی متحد نباشند گرفتار عذابهای گوناگون الهی خواهند شد. یکی از آن عذابهای سخت، تحقق تفرقه میان امت اسلامی و درگیری گروه های مسلمان با هم و جنگ و خونریزی میان آنها خواهد بود، وضعیتی که امروزه با پدید آمدن گروه های افراطی و تکفیری مانند داعش شاهد آن هستیم:

-          قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‏ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَ يُذيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ.[38]

مفسرین شیعه و سنی در تفسیر آیه فوق اتفاق نظر دارند که تفرقه میان امت اسلامی و جنگ و خونریزی بین مسلمین، عذابی است که خداوند بر جامعه اسلامی نازل می کند. از ابن عباس نیز نقل شده است که بعد از نزول این آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله نگران شده و از خدای متعال رفع عذابهای بیان شده در آیه را از خدای متعال درخواست کرده است، اما خدای متعال، ارسال عذاب از بالای سر و زیرپای مسلمانان را رفع، ولی عذاب تفرقه میان مسلمانان را از امت اسلامی برنداشته است.[39]

2- تفرقه در دین و امت اسلامی، مستلزم إعراض پیامبر از تفرقه افکنان است، به عبارت دیگر، کسانی که سعی در تفرقه در میان مسلمانان دارند، این عده هیچ ارتباطی با اسلام و پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نداشته و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز با آنها نخواهد بود، تکلیف این عده با خدای متعال است:

إِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ.[40]

   3- ایجاد تفرقه میان امت اسلامی صفت مشرکان است. قرآن کریم تاکید می کند که دین اسلام، منطبق با فطرت بشر است، و در چنین دینی نباید تفرقه ایجاد کرد، از این رو، می فرماید مانند مشرکان نباشید که تفرقه ایجاد کرده و به گروه های مختلف منشعب شده اند:

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ- مُنيبينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكينَ- مِنَ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ.[41]

با عنایت به اینکه در نگاه قرآنی، شرک بدترین گناه است و قابل مغفرت نیست: «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ»[42] خدای متعال در این آیات، پس از اینکه به فطری بودن دین اسلام اشاره می کند و از مردم، توبه و تقوا و برپایی نماز به علت اینکه در میان اعمال، نماز مهمتر از همه بوده و عمود دین می باشد- را مطالبه می کند، در مقابل نیز به گناه شرک که بدترین گناه است اشاره نموده و امر می کند که مانند مشرکین نباشید، و در توصیف اختصاصی ترین ویژگی مشرکین در دین می فرماید، که آنها تفرقه در دین ایجاد کرده و گروه های مختلف را پدید می آورند، به طوری که هر گروهی بدنبال آرای خود می باشد.[43]

نتیجه گیری

1- مسأله فلسطین و دفاع از آن یک مسأله اعتقادی است نه یک تاکتیک و یا یک مسأله صرفا سیاسی.

2- وظیفه همه مسلمانان، نجات فلسطین از اشغال کفار یعنی آمریکا و اسرائیل است.

3- راه نجات مردم مظلوم فلسطین، توجه و عمل به آموزه های قرآن کریم است.

4- مسلمانان جهان باید از هرگونه پذیرش ولایت-یعنی دوستی، همکاری و قیادت- کفار (آمریکا و اسرائیل) پرهیز کنند.

5- کفار و در رأس آنها آمریکا و اسرائیل به دنبال نابودی اسلام هستند.

6- کفار هیچگاه به عهد و قرارداد خود وفا نمی کنند، و از این رو، به هیچ وجه نباید به آنها اعتماد کرد. 

7- مسلمین جهان باید با آمریکا و اسرائیل اظهار دشمنی کنند، چون آنها شیطان و از کفار بوده و دشمن اسلام و مسلمین هستند.

8- در راه مبارزه با کفار باید صبر داشته و مقاومت کرد، تا به پیروزی رسید.

9- از دشمنی و مکر کفار نباید هراس داشت زیرا در صورت اخلاص و نصرت دین خداوند، نصرت الهی شامل مسلمانان خواهد شد.

10- برای نجات مردم فلسطین باید مبارزه کرد.

11- وحدت میان مسلمین، بزرگترین عامل پیروزی مسلمانان است، و تفرقه میان امت اسلامی، صفت مشرکان، موجب خروج از اسلام و غضب و عذاب الهی و جنگ و خونریزی میان مسلمانان خواهد شد.

به امید روزی که با وحدت و نیز اعتماد به خدای متعال، شاهد پیروزی مسلمانان بر آمریکای جهان خوار و نابودی اسرائیل غاصب و جنایتکار باشیم، و البته آن روز دور نیست: اَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَريب.[44]

فهرست منابع

1-     قرآن کریم

2- الطباطبائی،: سیدمحمدحسین، (1417ق)،  المیزان فی تفسیر القرآن، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏، قم.

3- طباطبائی، سید محمد حسین، (1374)،  ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم،چاپ پنجم.

4- جوادی آملی، عبدالله، (1378)، تسنیم، مرکز نشر اسراء، قم.

5- زمخشری، محمود، (1407ق)، : الکشاف عن حقایق غوامض تنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التاویل، دارالکتاب العربی، بیروت.

6- فخررازی، محمدبن عمر، (1420ق)، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

7- الموسوی الخمینی، سید روح الله، (1379)، صحیفه امام، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره، تهران.

[1] . اسراء/1.

[2] . اسراء/1: منزّه و پاك است آن [خدايى‏] كه شبى بنده‏اش [محمّد o] را از مسجدالحرام به مسجد اقصى كه پيرامونش را بركت داديم، سير [و حركت‏] داد، تا [بخشى‏] از نشانه‏هاىِ [عظمت و قدرت‏] خود را به او نشان دهيم؛ يقيناً او شنوا و داناست.

 

[3] . نساء/89: آنان دوست دارند همان گونه كه خود كافر شده‏اند، شما هم كافر شويد، تا [در كفر و ضلالت‏] با هم برابر و يكسان باشيد. بنابراين از آنان دوستانى انتخاب نكنيد تا آنكه در راه خدا [براى پذيرش دين‏] هجرت كنند؛ پس اگر [از هجرت‏] روى برتافتند [و به خيانت و جنايتشان بر ضد شما ادامه دادند] آنان را هر كجايافتيد بگيريد و بكشيد، و از آنان يار و ياورى نگيريد.

[4] . آل عمران/28: مؤمنان نبايد كافران را به جاى اهل ايمان، سرپرست و دوست بگيرند؛ و هر كس چنين كند در هيچ پيوند و رابطه‏اى با خدا نيست،

[5] . ممتحنه/1: اى اهل ايمان! دشمنان من و دشمنان خودتان را دوستان خود مگيريد، شما با آنان اظهار دوستى مى‏كنيد، در حالى كه آنان به طور يقين به آنچه از حق براى شما آمده كافرند، و پيامبر و شما را به خاطر ايمانتان به خدا كه پروردگار شماست [از وطن‏] بيرون مى‏كنند، [پس آنان را دوستان خود مگيريد] اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنوديم بيرون آمده‏ايد [چرا] مخفيانه به آنان پيام مى‏دهيد كه دوستشان داريد؟ در حالى كه من به آنچه پنهان مى‏داشتيد و آنچه آشكار كرديد داناترم، و هر كس از شما با دشمنان من رابطه دوستى برقرار كند، مسلماً از راه راست منحرف شده است.

[6] . مائده/57: اى اهل ايمان! آنان را كه دين شما را به مسخره گرفته‏اند، چه از اهل كتاب و چه از كافران، سرپرستان و دوستان خود مگيريد؛ و اگر مؤمن هستيد از خدا پروا كنيد.

[7] . طباطبائی،سید محمد حسین، (1374)، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج3، ص236.

[8] . ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، (1378)، تسنیم، ج13، ص624-626؛ ج21، ص 213.

[9] . ر.ک: طباطبائی،سید محمد حسین، (1374)، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج3، ص237-239.

[10] . مائده/51: اى اهل ايمان! يهود و نصارى را سرپرستان و دوستان خود مگيريد، آنان سرپرستان و دوستان يكديگرند [و تنها به روابط ميان خود وفا دارند]. و هر كس از شما، يهود و نصارى را سرپرست و دوست خود گيرد از زمره آنان است؛ بى‏ترديد خدا گروه ستمكار را هدايت نمى‏كند.

[11] . نساء/138-139: منافقان را بشارت ده كه عذابى دردناك براى آنان است-همان كسانى كه كافران را به جاى مؤمنانْ سرپرست و دوست خود مى‏گيرند؛ آيا عزت و قدرت را نزد آنان مى‏طلبند؟ يقيناً همه عزت و قدرت فقط براى خداست.

[12] . نساء/142-143 و 145: منافقان همواره با خدا نيرنگ مى‏كنند، و حال آنكه خدا كيفر دهنده نيرنگ آنان است. و هنگامى كه به نماز مى‏ايستند، با كسالت مى‏ايستند، و همواره در برابر مردم رياكارى مى‏كنند؛ و خدا را جز اندكى به ياد نمى‏آورند- منافقان ميان كفر و ايمان متحيّر و سرگردانند، نه [با تمام وجود] با مؤمنانند و نا با كافران. و هر كه را خدا [به كيفر اعمال زشتش‏] گمراه كند، هرگز براى او راهى [به سوى هدايت‏] نخواهى يافت- بى‏ترديد منافقان در پايين‏ترين طبقه از آتش‏اند، و هرگز براى آنان ياورى نخواهى يافت.

[13] . مائده/52: كسانى كه در دل‏هايشان بيمارى [دورويى‏] است، مى‏بينى كه در دوستى با يهود و نصارى شتاب مى‏ورزند و [بر پايه خيال باطلشان كه مبادا اسلام و مسلمانان تكيه‏گاه استوارى نباشند] مى‏گويند: مى‏ترسيم آسيب و گزند ناگوارى به ما برسد [به اين سبب بايد براى دوستى به سوى يهود و نصارى بشتابيم‏]. اميد است خدا از سوى خود پيروزى يا واقعيت ديگرى [به نفع مسلمانان‏] پيش آرد تا اين بيماردلان بر آنچه در دل هايشان پنهان مى‏داشتند، پشيمان شوند.

[14] . نساء/144: اى اهل ايمان! كافران را به جاى مؤمنان، سرپرست و يار خود مگيريد. آيا مى‏خواهيد براى خدا بر ضد خودتان دليلى آشكار [نسبت به عذابتان در دنيا و آخرت‏] قرار دهيد؟!.

[15] . مائده/80-81: بسيارى از آنان را مى‏بينى كه با كسانى كه كفر ورزيدند، همواره دوستى مى‏كنند. قطعاً بد است آنچه نفوسِ [طغيان گرشان براى قيامت‏] آنان پيش فرستاده است؛ [و نتيجه آن اين است‏] كه خدا بر آنان خشم گرفت و در عذاب جاودانه‏اند- اگر به خدا و پيامبر و آنچه بر او نازل شده ايمان مى‏آوردند، [از بركت آن ايمان‏] كفّار و مشركان را سرپرست و دوست خود نمى‏گرفتند؛ ولى بسيارى از آنان فاسق‏اند.

[16] . عنکبوت 41: داستان كسانى كه به جاى خدا سرپرستانى گرفته‏اند، مانند داستان عنكبوت است كه خانه‏اى [بى‏ديوار، بى‏سقف و بى‏حفاظ] براى خود بنا كرده باشد، و بى‏ترديد سست‏ترين خانه‏ها خانه عنكبوت است، اگر [به اين واقعيت‏] معرفت و شناخت داشتند [بت‏ها را سرپرستان خود نمى‏گرفتند.]

[17] . رعد 16: [به مشركان‏] بگو: پروردگار آسمان‏ها و زمين كيست؟ [خود بى‏درنگ‏] بگو: خداى يكتاست. بگو: آيا سرپرستان و معبودانى به جاى او انتخاب كرده‏ايد كه اختيار هيچ سود و زيانى را براى خودشان ندارند [چه رسد براى شما؟] بگو: آيا نابينا و بينا يكسانند يا تاريكى و نور برابرند؟ يا آنان شريكانى براى خدا قرار دادند [به خيال آنكه‏] مانند آفرينش خدا چيزى آفريده‏اند، آن گاه آفريده خدا و آفريده شريكان بر آنان مشتبه شده؟ بگو: آفريننده همه چيز فقط خداست و تنها او يكتاى پيروز است.

[18] . بقره/217: ... و مشركان همواره با شما مى‏جنگند تا شما را اگر بتوانند از دينتان برگردانند.

[19] . بقره/120: يهود و نصارى هرگز از تو راضى نمى‏شوند تا آنكه از آيينشان پيروى كنى. بگو: مسلماً هدايت خدا فقط هدايت [واقعى‏] است. و اگر پس از دانشى كه [چون قرآن‏] برايت آمده از هوا و هوس‏هاى آنان پيروى كنى، از سوى خدا هيچ سرپرست و ياورى براى تو نخواهد بود.

[20] . بروج/8: و با آنان كينه‏توزى نكردند مگر از آن رو كه آنان به خداوند پيروزمند ستوده، ايمان داشتند.

[21] . توبه/8 و 10: چگونه [مشركان بر پيمان خود پاى بندند؟] و در صورتى كه اگر بر شما چيره شوند، نه [پيوندِ] خويشاوندى را در حقّ شما رعايت مى‏كنند، نه پيمانى را!! شما را با زبانشان خشنود مى‏كنند، ولى دل‏هايشان [از خشنود كردن شما] امتناع دارد و بيشترشان فاسقند- در حقّ هيچ مؤمنى رعايتِ [پيوندِ] خويشاوندى و پيمانى را نمى‏كنند؛ و آنان همان تجاوز كارانند.

[22] . الموسوی الخمینی، سید روح الله، (1379)،  صحیفه امام، ج۷، ص۳۵۷.

[23] . همان، ج۱۲، ص۲۳۳.

[24] . همان، ج۱۰، ص۴۸۹.

[25] . همان، ج۱۳، ص۲۱۲-۲۱۳.

[26] . نساء/101: کافران دشمن آشکار شما هستند.

[27] . آل عمران/118: ای کسانی که ایمان آورده اید از غیر خودتان (برای خود) هم رازی نگیرید، آنها در زیان رساندن به شما کوتاهی نخواهند کرد، رنج بردن شما را آنها دوست می دارند، دشمنی از گفتارشان آشکار است و آنچه در سینه های خود (از دشمنی با شما) پنهان می کنند بزرگتر است (از آنچه آشکار می سازند)، ما به خوبی نشانه ها (ی دوست و دشمن) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه و تعقل کنید.

[28] . فاطر/6: مسلما شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید.

[29] . آل عمران/120: اگر نیکی به شما برسد ناراحت می شوند، واگر حادثه ناگواری برای شما رخ دهد خوشحال می گردند، (اما) اگر (در برابر) آنها استقامت و پرهیزگاری پیشه کنید نقشه های (خائنانه) آنها به شما زیانی نمی رساند،خداوند به آنچه آنها انجام می دهند محیط است.

[30] . آل عمران/125: آری اگر استقامت و تقوا پیشه کنید-و دشمن به همین زودی به سراغ شما بیاید- خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان که نشانه های مخصوصی دارند مدد خواهد کرد.

[31] .آل عمران/173-174:اینها کسانی بودند که (بعضی از مردم) به آنها گفتند: مردم (لشکر دشمن) برای حمله به شما اجتماع کردند، از آنها بترسید، اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و بهترین حامی ما است.به همین جهت، آنها با نعمت و فضل پروردگار بازگشتند، در حالی که هیچ ناراحتی به آنها نرسید و از رضای خدا پیروی کردند، و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است.

[32] . حج/38-40: مسلماً خدا از مؤمنان دفاع مى‏كند، قطعاً خدا هيچ خيانت كار ناسپاسى را دوست ندارد. به كسانى كه [ستمكارانه‏] مورد جنگ و هجوم قرار مى‏گيرند، به سبب آنكه به آنان ستم شده اذن جنگ داده شده، مسلماً خدا بر يارى دادن آنان تواناست. همانان كه به ناحق از خانه‏هايشان اخراج شدند [و گناه و جرمى نداشتند] جز اينكه مى‏گفتند: پروردگار ما خدا است و اگر خدا برخى از مردم را به وسيله برخى ديگر دفع نمى‏كرد، همانا صومعه‏ها و كليساها و كنيسه‏ها و مسجدهايى كه در آنها بسيار نام خدا ذكر مى‏شود به شدت ويران مى‏شدند؛ و قطعاً خدا به كسانى كه [دين‏] او را يارى مى‏دهند يارى مى‏رساند؛ مسلماً خدا نيرومند و تواناى شكست‏ناپذير است.

 

[33] . توبه/123:ای کسانی که ایمان آورده اید با کافرانی که به شما نزدیکترند پیکار کنید و آنها باید در شما شدت و خشونت احساس کنند، و بدانید خداوند با پرهیزگاران است.

[34] . قلم/8-9: پس از تکذیب کنندگان فرمان مبر- آنها دوست دارند که تو نرمش نشان دهی تا آنها نیز نرمش کنند.

[35] . نساء/75: چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده اند پیکار نمی کنید؟ همان افرادی که می گویند خدایا ما را از این شهر که اهلش ستمگرند بیرون ببر و برای ما از طرف خود سرپرست قرار بده و از برای ما از طرف خود یارویاوری تعیین فرما.

[36] . آل عمران/103: و همگى به ريسمان خدا [قرآن و اهل بيت عليهم السلام‏] چنگ زنيد، و پراكنده و گروه گروه نشويد؛ و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد آن گاه كه [پيش از بعثت پيامبر و نزول قرآن‏] با يكديگر دشمن بوديد، پس ميان دل‏هاى شما پيوند و الفت برقرار كرد، در نتيجه به رحمت و لطف او با هم برادر شديد، و بر لب گودالى از آتش بوديد، ولى شما را از آن نجات داد؛ خدا اين گونه، نشانه‏هاى [قدرت، لطف و رحمت‏] خود را براى شما روشن مى‏سازد تا هدايت شويد.

[37] . نک: الطباطبائی، سیدمحمدحسین، (1417ق)،  المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، ص369.‏

[38] . انعام/65: بگو او قادر است که عذابی از طرف فوق یا از زیرپای شما بر شما بفرستد یا به صورت دسته های پراکنده شما را با هم بیامیزد و طعم جنگ را به هر یک از شما به وسیله دیگری بچشاند ببین چگونه آیات گوناگون را برای آنها بازگو می کنیم شاید بفهمند (و بازگردند).

[39] . فخررازی،محمدبن عمر، (1420ق)،  التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج13، ص20-21: (عن ابن عباس رضي اللَّه عنهما: لما نزل جبريل عليه السلام بهذه الآية شق ذلك على الرسول عليه/ الصلاة و السلام و قال: «ما بقاء أمتي إن عوملوا بذلك» فقال له جبريل: إنما أنا عبد مثلك فادع ربك لأمتك، فسأل ربه أن لا يفعل بهم ذلك. فقال جبريل: إن اللَّه قد أمنهم من خصلتين أن لا يبعث عليهم عذابا من فوقهم كما بعثه على قوم نوح و لوط، و لا من تحت أرجلهم كما خسف بقارون و لم يجرهم من أن يلبسهم شيعا بالأهواء المختلفة و يذيق بعضهم بأس بعض‏ بالسیف.)؛  نیز نک: زمخشری، محمود، (1407ق)،  الکشاف عن حقایق غوامض تنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التاویل، ج2، ص33؛ الطباطبائی،سیدمحمدحسین، (1417ق)،  المیزان فی تفسیر القرآن، ج7، ص135-137. 

[40] .انعام/159: مسلماً كسانى كه دينشان را بخش بخش كردند، وگروه گروه شدند، تو را هيچ پيوندى با آنان نيست، كار آنان فقط با خداست، سپس به اعمالى كه همواره انجام مى‏دادند، آگاهشان مى‏كند. نک: الطباطبائی،سیدمحمدحسین، (1417ق)،  المیزان فی تفسیر القرآن، ج7، ص389-390؛ فخررازی،محمدبن عمر، (1420ق)،  التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج14، ص189.

 

[41] . روم/30-32: پس [با توجه به بى‏پايه بودن شرك‏] حق‏گرايانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوى اين دين [توحيدى‏] روى آور، [پاى‏بند و استوار بر] سرشت خدا كه مردم را بر آن سرشته است باش براى آفرينش خدا هيچگونه تغيير و تبديلى نيست؛ اين است دين درست و استوار؛ ولى بيشتر مردم معرفت و دانش [به اين حقيقت اصيل‏] ندارند. -[پاى‏بند به همان سرشت خدايى باشيد] در حالى كه روى‏آورندگان به سوى او هستيد و از او پروا كنيد و نماز را برپا داريد و از مشركان نباشيد. -مشركانى كه دينشان را بخش بخش كردند و [سرانجام‏] گروه گروه شدند، در حالى كه هر گروهى به آنچه [از بخشى از دين‏] نزد آنان است [به تصور اينكه حق است‏] شادمانند!

[42] . نساء/48: مسلماً خدا اين را كه به او شرك ورزيده شود نمى‏آمرزد، و غير آن را براى هر كس كه بخواهد مى‏آمرزد.

[43] . نک: الطباطبائی،سیدمحمدحسین، (1417ق)،  المیزان فی تفسیر القرآن، ج16، ص182: (و قوله: «وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ‏» القول في اختصاصه من بين المحرمات بالذكر نظير القول في الصلاة فالشرك بالله أكبر الكبائر الموبقة، و قد قال تعالى:«إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ»،: النساء: 48 إلى غير ذلك من الآيات.قوله تعالى: «مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ‏» «من» للتبيين و «مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ‏» إلخ، بيان للمشركين و فيه تعريفهم بأخص صفاتهم في دينهم و هو تفرقهم في دينهم و عودهم شيعة شيعة و حزبا حزبا يفرح و يسر كل شيعة و حزب بما عندهم من الدين و السبب في ذلك ما ذكره قبيل هذا بقوله: «بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ‏» فبين أنهم بنوا دينهم على أساس الأهواء و أنه لا يهديهم و لا هادي غيره. و من المعلوم أن هوى النفس لا يتفق في النفوس بل و لا يثبت على حال واحدة دون أن يختلف باختلاف الأحوال و إذا كان هو الأساس للدين لم يلبث دون أن يسير بسير الأهواء و ينزل بنزولها، و لا فرق في ذلك بين الدين الباطل و الدين الحق المبني على أساس الهوى.)

 

[44] . هود/81.