[ 376 ] نور خدا تافت از آن روى ماه * خاصه از آن چشم درشت سياه * سرخى گل عكس گل روى توست * ظلمت شب سايهء گيسوى توست * روز كه خورشيد درخشان صبح * سر زند از چاك گريبان صبح * سرخى آن نور وپگاه سپيد * روى افق نقش تو آيد پديد * أي رخ تو در رمضان بدر ما * هر سر موى تو شب قدر ما * ديده كه بى نور تو شد كور به * سر كه نه در پاى تو، در گور به * بعد على شاخص عترت توئى * وارث ميراث نبوت توئى * مصلحت ملت اسلام ودين * كرد تو را گوشهء عزلت نشين * هيچ گذشتى چو گذشت تو نيست * آنكه ز شاهى بكشد دست كيست * صبر هم از صبر تو بى تاب شد * كوزه شد وزهر شد وآب شد * بعد شهادت نكشيد از تو دست * تير شد وبر تن پاكت نشست * ________________________________________