[ 309 ] * (مدايح آن حضرت) * ازجوى توشبنمى است زمزم، واز بحر توشعبه أي است كوثر أي دخت گرامى پيمبر، أي سر رسول در تو مضمر * در بيت شريف وحى خاتون، برچرخ رفيع مجد اختر أي شبه نبى به خلق واوصاف، أي نور مجسم مصور * أي خادم خانه تو حوا، واى حاجب درگه تو هاجر در طور لقا يگانه بانو، در ملك وجود زيب وزيور * با شير خدا على عالى، هم سنگر وهم پيام وهمسر مانند تو زن جهان نديده است، غمخوار ونگاهبان شوهر * أي عين كمال وجان بينش، أي شخص شخيص عصمت وفر بر رفعت قدر تو گواه است، بيت وحجر ومقام ومشعر * أي سيده زنان عالم، أي بضعه حضرت پيمبر تواصلي وديگران همه فرع، تو جانى وديگران چو پيكر * در ملك ولا ولية الله، بر نخل وجود احمدى بر قرآن به فضيلت تو نازل، برهان تو محكم ومقرر * روى تو جمال كبريايى، كوى تو رواق قرب داور ازجوى توشبنمى است زمزم، واز بحر تو شعبه أي است كوثر * زان خطبه آتشين كه پيچيد، در ارض وسما بسان تندر محكوم شد آن نظام وگرديد، حق روشن وغالب ومظفر * من عاجزم از بيان وصفت، تو بحرى ومن زقطره كمتر ________________________________________
