[ 263 ] را بر دشمنى با خود ملامت نكرده وبر محبتتان سرزنش نمى كنيم، وتو در جاهليت واسلام دشمن بنى هاشم بودى، وپيامبر را به هفتاد بيت شعر هجو كردى، پيامبر فرمود: خداوندا من شعر را به خوبى بلد نيستم، وسزاوار نيست كه شعر بگويم، پس عمرو بن عاص را در مقابل هر بيت هزار لعنت بفرست. آنگاه تو أي عمرو، دنيايت را بر دينت ترجيح مى دهى، به نجاشى هدايايى را دادى ودومين بار نزد أو كوچ كردى، وماجراى مرحلهء اول تو را از دوباره رفتن نزد أو باز نداشت، در هر مورد نا اميد وشكست خورده باز مى گشتى، مقصدت هلاك كردن جعفر ويارانش بود، هنگامى كه اميد وآرزويت زائل گرديد به دوستت عمارة بن وليد امرت را واگذاردى. واما تو أي وليد بن عقبه، سوگند به خدا تو را در بغض على ملامت نمى كنم، در حاليكه تو را در باره شراب خوارى هشتاد ضربه تازيانه زد، وپدرت را در روز بدر به قتل رسانيد، يا چگونه أو را ناسزا مى گوئى در حاليكه خداوند أو را در ده آيه از قرآن مؤمن وتو را فاسق ناميد، وسخن ________________________________________