[ 239 ] را اخراج كنند، با آنكه آنان جنگ را آغاز نمودند، آيا از آنان هراس دارد در حاليكه خدا سزاوار است كه از أو بهراسيد، اگر مؤمنيد. آگاه باشيد مى بينم كه به تن آسائى جاودانه دل داده، وكسى را كه سزاوار زمامدارى بود را دور ساخته ايد، با راحت طلبى خلوت كرده، واز تنگناى زندگى به فراخناى آن رسيده ايد، در اثر آن آنچه را حفظ كرده بوديد را از دهان بيرون ريختيد، وآنچه را فرو برده بوديد را بازگرداندند، پس بدانيد اگر شما وهركه در زمين است كافر شويد، خداى بزرگ از همگان بى نياز و ستوده است. آگاه باشيد آنچه گفتم با شناخت كاملم بود، به سستى پديد آمده در اخلاق شما، وبى وفائى ونيرنگ ايجاد شده در قلوب شما، وليكن اينها جوشش دل اندوهگين، وبيرون ريختن خشم وغضب است، وآنچه قابل تحملم نيست، وجوشش سينه ام وبيان دليل وبرهان، پس خلافت را بگيريد، ولى بدانيد كه پشت اين شتر خلافت زخم است، وپاى آن سوراخ وتاول دار، عار وننگش باقى ونشان از غضب خدا وننگ ابدى دارد، وبه آتش شعله ور خدا كه بر قلبها احاطه مى يابد متصل است. آنچه مى كنيد در برابر چشم بيناى خداوند قرار داشته، وآنانكه ستم كردند بزودى مى دانند كه به كدام بازگشتگاهى باز خواهند گشت، ومن دختر كسى هستم كه شما را از عذاب دردناك الهى كه در پيش داريد خبرداد، پس هرچه خواهيد بكنيد وما هم كار خود را مى كنيم، وشما منتظر بمانيد وما هم در انتظار بسر مى بريم. آنگاه أبو بكر پاسخ داد: ________________________________________